خدا چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه ، 23 مهر 1387 ، 08:47
http://i25.tinypic.com/2s6ufsn.jpg

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد

مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد، مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت:
"
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند"
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟
من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم
مشتري با اعتراض گفت:
پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند
آرایشگر گفت:
"
آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند "
مشتري گفت دقيقا همين است
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد


نظر (0)add comment

لطفا نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy
 

 

خرید روز


لطفا ایمیل خود را وارد نمائید

دریافت روزانه تازه های سایت Add to Google